تبليغاتX
لافکادیو
پس مانده های یک بغل نامه
زل زدم تو چشات..........

سريال نگاتو تا ته دانلود كردم.

.

.

.

تو آخرش منو ميكشي.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 19:48  توسط لافکادیو  | 

اسمتون...

 فقط یه "ت" با آسمون فرق داره.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 15:55  توسط لافکادیو  | 

..

چه شاتِ قشنگی گرفتم .........

از چشات.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 16:40  توسط لافکادیو  | 

دلم دیگه جزو اموال غیر منقول عشق شماست.......

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 4:3  توسط لافکادیو  | 

کجا گذاشتمش؟

زمین را می چرخاند زیر نور خورشید ....

 به دنبال تو.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 11:9  توسط لافکادیو  | 

ناز چشاتو میکشم.... میکشم... می کشم ...

تا .......

برسه به آخر عمرم.

------

پ.ن: از هر چی......... استعفا می دم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 9:25  توسط لافکادیو  | 

هرکجای ذهنم که دابل کلیک میکنم...........

پنجره ی چشای تو وا میشه.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 20:27  توسط لافکادیو  | 

لکنت زبان هم بهانه خوبی است ..........

برای مزمزه کردن اسمت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 14:3  توسط لافکادیو  | 

شهرداری ادبیات....

وامانده

در

طرح ِ

 فضای سبز چشمانت...

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:10  توسط لافکادیو  | 

نفسم  گرفته...

بوی تو!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 18:23  توسط لافکادیو  |